تبليغاتX
دنیای کوچک من
از هر گوشه دنیا
امیدوارم دلهای همه ما به پاکی دل این بچه باشه...
+ نوشته شده در  2006/9/4ساعت 21:26  توسط وحید | 

اگه يكي رو ديدي كه وقتي داري رد ميشي بر ميگرده نگات ميكنه، بدون براش مهمي 

اگه يكي رو ديدي كه وقتي داري مي افتي برميگرده با عجله مياد به سمتت، بدون براش عزيزي

اگه يكي رو ديدي كه وقتي داري مي خندي برميگرده نگات ميكنه، بدون براش قشنگي

اگه يكي رو ديدي كه وقتي داري گريه ميكني باهات اشك ميريزه، بدون دوستت داره

اگه يكي رو ديدي كه وقتي داري با يكي ديگه حرف ميزني تركت ميكنه، بدون عاشقته

+ نوشته شده در  2006/9/4ساعت 21:18  توسط وحید | 
 

اگه کسی رو دوست داری به زبون نیار چون اگه دوستت داشته باشه از چشمات میخونه.........

+ نوشته شده در  2006/8/25ساعت 22:24  توسط وحید | 

صدایم کن من فدای صدایت           نگاهم کن من  فدای نگاهت

 

روی هر سینه سری گریه کند وقت وداع                  سر ما وقت وداع گوشه ی دیوار گریست

 

آنروز که کار همه می ساخت خداوند                      ما دیر رسیدیم و به جایی نرسیدیم

هان! از خم و پیچ جاده ها معلوم است                   کاین خلق جهان چگونه کج رفتارند

                 گر به دستت داد تیغ بران روزگار                    هر چه می خواهی ببر اما نبر نان کسی

 

میشه با هزار نفر دوست شد اما نمیشه با یکی صمیمی شد

+ نوشته شده در  2006/7/21ساعت 13:10  توسط وحید | 

دوستاي خوب مثل ستارها هستن

حتي وقتي نميبينيشون خيالت راحته که سر جاشون هستن

 

گفت : می خوام برات یه یادگاری بنویسم .

گفتم:کجا ؟

گفت : رو قلبت .

گفتم مگه می تونی ؟

گفت : آره سخت نیست ، آسونه.

گفتم باشه .بنویس تا همیشه یادگاری بمونه.

یه خنجر برداشت .

گفتم این چیه ؟

گفت : سیسسسسس.

ساکت شدم .

گفتم : بنویس دیگه ، چرا معطلی .

خنجرو برداشت و با تیزی خنجر نوشت .

دوست دارم دیوونه.

 

اون رفته ، خیلی وقته ، کجا ؟ نمی دونم .

اما هنوز زخم خنجرش یادگاری رو قلبم مونده.

دوست دارم دیوونه .

 

عشق و دیوانگی

 
 دیوانه پرسید :

       عشق چیست ؟!

                  عاقل جواب داد :

                               دیوانگی ...

                                         و دیوانه بی تفاوت به راه خود ادامه داد ....

 

کودک نجوا کرد:خدايا با من حرف بزن.
مرغ دريايي آواز خواند،کودک نشنيد.
سپس کودک فرياد زد:خدايا با من حرف بزن.
رعد در آسمان پيچيد،اما کودک گوش نداد.
کودک نگاهي به اطرافش انداخت و گفت:خدايا بگذار ببينمت.
ستاره اي درخشيد ولي کودک توجه نکرد.
کودک فرياد زد:خدايا به من معجزه اي نشان بده.
و يک زندگي متولد شد،اما کودک نفهميد.
کودک با نا اميدي گريست.
خدايا با من در ارتباط باش.بگذار بدانم اينجايي.
بنابراين خدا پايين آمد و کودک را لمس کرد.
ولي کودک،پروانه را کنار زد و رفت...!!

+ نوشته شده در  2006/7/21ساعت 13:8  توسط وحید | 
هوالحکیم

 اي گل نرجس....تو را به جان مولا....... بيا...

 

       خدايا پر از ياد توام بشنو صدايم         

        غريب از هر رفيق و آشنايم        

         زداغ  سروهاي سبز و آزاد         

 شكسته بغض گل در گريه هايم

 خدايا آتش عصيانم امشب
سرود روشن بارانم امشب
به درياي غزل بي خويش و خاموش
پراز موجم دل طوفانم امشب
خدايا دفتر ناخوانده ام من
ز راه يک سفر جا مانده ام من
ز دشت لاله هاي پرپر عشق
زمستان تا بهاران خوانده ام من
به عشق عاشقان خسته سوگند
به قلب شيشه بشکسته سوگند
به اشک سوگواران جدايي
به بغض در گلو بنشسته سوگند
خدايا طاقت تنهاييم ده
دلي بي کينه و درياييم ده
دلي زخمي تر از داغ عزيزان
به رنگ لاله صحراييم ده
خدايا عمر گل عمر حباب است
اسير باد يا نقشي بر آب است
در اين فرصت مرا با خويش مگذار
مرا درياب کين دريا سراب است

+ نوشته شده در  2006/7/21ساعت 13:7  توسط وحید | 

به اميد روزي كه از خواب بيدار بشي جيگر

بهتر نیست به جای گرفتن امید و آرزو از چند تا جوون ،

یا علی بگین و دنبال این باشید که چند تا آدم بدبخت وکه

چشم امیدشون به شماست رو سیر کنید ؟ 

می دونید تو این مملکت چند تا آدم هستند

که شب ها با شکم گرسنه میخوابند ؟

تا حالا حساب کردید ؟

    ولی تو بخواب

        خواب های خوش ببینی

 

 

 آقای ضرغامي; زمستان رفت و روسياهی به شما ماند !

رسانه ای که برای پفک نمکی و چیپس و لپ لپ و اشی مشی و لواشک فافا روزانه و شبانه و دقیقه ها تبلیغات میکند! خبر درگذشت سید ذاکر را هرگز پخش نمی کند !

فلان هنر پیشهء زمان طاغوت که حتی صحنه هایی از بازی او را نیز در کنار خانواده نمی توان تماشا کرد میمیرد . صدا و سیما با آب و تاب با پخش کلیپ و بیوگرافی و خاطرات و زیر نویس و رو نویس در شبکه های مختلف ملی ! خبر رسانی و تسلیت نمایی میکند !

بازیکن فوتبال یک تیم ردهء چندمی تصادف میکند و میمیرد . خبر مثل توپ در صدا و سیما میترکد! گزارش و مراسم و تجلیل و ترحیم است که پشت سر هم از سر و کول شبکه های مختلف تلویزیون بالا و پایین میرود .

اسحاق رابین میمیرد . شارون گور به گور میشود . تلویزیون جشنواره ای از خبر ها را به راه می اندازد .

گزارش لحظه به لحظهء مرگ دوست و دشمن است که از رسانهء ملی پخش می شود.

اما انگار از مدتها هماهنگی شده که سید جواد ذاکر نه دوست هست و نه دشمن و لابد هم نه آدم !


به قول عبدالرضا هلالی آیا شان و منزلت سید ذاکر از پوپک گلدره کمتر بود !

 

+ نوشته شده در  2006/7/21ساعت 13:4  توسط وحید | 
آموزش  ۱front page

آموزش ۲front page

+ نوشته شده در  2006/7/21ساعت 12:56  توسط وحید | 
وقتی چهار پنج نفر یک جا جمع می شن چی کارا می کنن؟

توي آمريكا ، با هم مسابقه ميدن!

توي فرانسه ، همه همزمان شروع به حرف زدن مي كنن!
توي ايتاليا ، در مورد مد عينك و لباس جديدشون بحث مي كنن!
توي آلمان ، درباره ي سياستهاي دولت حرف مي زنن!
توي پاكستان ، يه باند قاچاق ترياك تشكيل ميدن!
توي عراق ، براي حمله به سربازهاي آمريكايي نقشه مي كشن!
توي افغانستان ، اگه پول نداشته باشن كار مي كنن و اگه پول داشته باشن مي خوابن!
توي آذربايجان ، يه بطري آب پرتقال مي خرن و با هم مي خورن!
توي مصر ، ميرن يه جا مي شينن قليون مي كشن!
توي امارات متحده ي عربي ، ۴ نفرشون دست مي زنن و يه نفرشون مي رقصه!
توي روسيه ، از همديگه رشوه مي گيرن!
توي ژاپن ، هيچوقت ۵ نفر دور هم جمع نميشن! چون هميشه حداقل ۳ نفرشون كار دارن!
توي هند ، يا با همديگه مي رقصن و يا ميرن سينما و رقص تماشا مي كنن!
توي كوبا ، هر وقت ۲ نفر يا بيشتر يه جا جمع بشن از كاسترو تعريف مي كنن!
توي سوريه ، از ترس بلافاصله از همديگه جدا ميشن!
توي كره جنوبي ، با هم يه شركت راه ميندازن و يه كالاي ژاپني رو كپي مي كنن!
توي مكزيك ، دو نفرشون دوئل مي كنن و يه نفرشون ناظر دوئل ميشه و دو نفر ديگه هم گيتار مي زنن!
توي ايران ، يا پشت سر بقيه غيبت مي كنن يا روزنامه راه ميندازن يا يه جلسه ي سخنراني ترتيب ميدن يا به يه جلسه ي سخنراني حمله مي كنن يا از حرف زدن و سوتي هاي همديگه ايراد مي گيرن يا يه نفرشون رو ميذارن وسط و ۴ نفرشون متلك بارونش مي كنن يا الكي مي خندن يا يه پيتزا فروشي باز مي كنن يا بدون هيچ صحبتي مي ايستن و چشم و سرشون رو مي چرخونن و مردم رو مي چرن يا يه شركت كامپيوتر و اينترنت راه ميندازن يا ميرن يه چت روم توي ياهو مسنجر مي سازن يا يه وبلاگ دسته جمعي مي سازن يا گروه اينترنتي راه ميندازن يا ...........

 

 

 

      ۱) به ترکه می گن اگه همه ی دنیا رو بهت بدیم چی کار می کنی؟ 

                     می گه فعلا می خوام درسمو ادامه بدم  

                  ۲) قزوینیها زنگ خونشونو پایین در نصب می کنن بالاش می نویسن  مدیونی اگه

                     با پا زنگ بزنی 

                 ۳) ضرب المثل قزوینی:   

                     اگه رفیق ،رفیق باشه آدم منت زنشو نمی کشه!!!

 

تلويزيون داشته گل خداداد عزيزي رو به استراليا نشون ميداده، تركه تماشا مي‌كرده. دو سه بار كه صحنه آهسته گل رو نشون ميدن، تركه شاكي ميشه، ميگه: ‌حالا اونقدر نشون بده تا اون دروازه بان بگيردش!

 

تركه ميره امام رضا احساساتي ميشه ميگه:‌ امام علي قربون لب تشنت برم پس كي ظهور ميكني؟!

 

 

تركه زنگ ميزنه خونه دوست دخترش،‌ باباي طرف گوشي رو برميداره، هول ميشه ميگه: ‌ساعت شانزده و پنجاه و چهار دقيقه!
 
لره داشته با تمام وجود وضو ميگرفته و دستاشو محكم ميكشيده رو هم،  ازش ميپرسن: چرا اينقدر محكم وضو ميگيري؟ ميگه: چني آرم وضو ميرم كه هيچ گوزي نتنِه باطلش كنه!
 
به تركه ميگن: چند تا حيوون نام ببر كه پرواز كنه. ميگه:‌ كبوتر، كلاغ، خر! بهش ميگن: بابا خر
كه پرواز نميكنه! ميگه: بابا خره ديگه، يهو ديدي پرواز كرد!
 
دو برره ای با هم گفتگو مي‌كردند. اولي: اگر گفتي فرق كلاغ چيه؟ دومي: خوب معلومه! اين بالش از اون بالش مساوي‌تره!

از لره میپرسن ۱۲ فروردین چه روزیه؟؟؟ میگه روزی که میریم جا می گیریم برای ۱۳به در!!!

دنیا رو بدون خانما تصور کن : بازارها خلوت... پولها اضافه... خیابونا ساکت... شیطون بیکار... مخابرات ورشکسته... همه میرن بهشت!

ترکه نخ ۱۰ تومني رو مي کشه شورت مدرس مي افته بسيجيا مي کنن دنبالش يه هزاري بر مي داره مي گه جلو بيان نخ اينو هم مي کشم.


 


به ترکه مي گن چرا جلوي بانک نشستي لنگتو باز کردي مي گه آخه شنيدم به بازنشسته ها وام مي دن.


 


لره به ترکه مي گه بيا بريم نماز جمعه بخونيم نفري ۱۰۰۰۰تومن ميدن ! ترکه مي گه اگه ندادن چي ؟ لره مي گه خوب مي گوزيم باطل مي شه!


 


کمال تبريزي سازنده فيلم مارمولک براي ساختن فيلم مدرسه مارمولک ها به قم سفر کرد


 


به ترکه مي گن بستني کيم رو چه جوري مي خورن مي گه : مي ذارن لاي نون سيخشو در ميارن


 


يه کوسه يه آباداني رو مي خوره ميره پيش باقي کوسه ها مي گه مو نهنگم!


 


نلسون ماندلا گفت در مبارزاتم زنم نقش دست راستم را داشت و در زندان دست راستم نقش زنم را !


 


به ترکه ميگن توي آفريقا اينقدر هوا گرمه که همه لخت مي گردن ! مي گه پس چه جوري زن و مرد رو از همديگه تشخيص مي دن.


 


شباهت مگس با ببر مي دونيد چيه ؟ ببر و موقعي مي بيني مي ريني ، مگس و موقعي مي ريني مي بيني


 


يه آبادانيه داشته تو دريا غرق مي شده عينک آفتابيش رو در مي ياره مي ذاره رو دمپايي ابريش ميگه: کـا ! تو خودتو نجات بده فکر من نباش


 


به ترکه ميگن: نظرت راجع به گران شدن بنزين چيه؟ تركه ميگه: براي ما که فرقي نميکنه، ما همون 1000تومن بنزين رو ميزنيم


 


يه تركه ميره كلانتري و ميگه: قربان، زنم گم شده! افسره ميگه: مشخصاتش رو بگو. تركه ميگه: يعني چي؟ افسره ميگه: مثلا زن من 60 كيلو، قد بلند، موهاش طلايي. تركه ميگه: زن من رو ولش كن، بريم زن تو رو پيدا كنيم

 
+ نوشته شده در  2006/7/21ساعت 12:54  توسط وحید | 
 

برای عشق

براي عشق   تمنا كن ولي خار نشو .
براي عشق   قبول كن ولي غرورتت را از دست نده .
براي عشق   گريه كن ولي به كسي نگو .
براي عشق   مثل شمع بسوز ولي نگذار پروانه ببينه.
براي عشق   پيمان ببند ولي پيمان نشكن .
براي عشق   جون خودتو بده ولي جون كسي رو نگير .
براي عشق   وصال كن ولي فرار نكن .
براي عشق   زندگي كن ولي عاشقونه زندگي كن .
براي عشق   بمير ولي كسي رو نكش .
براي عشق   خودت باش ولي خوب .

 

دوستت دارم

تو را چون نقش دريا دوست دارم
تو را چون عطر پاك گلها دوست دارم
منم چون ماهي افتاده در خاك
تو را مانند دريا دوست دارم
بخند اي غنچه گلزار هستي
كه من خنديدنت را دوست دارم
به باغ خاطره اي لاله سرخ
تو را تنهاي تنها دوست دارم

 

 

 

در خواب ناز بودم شبي

ديدم كسي در مي زند

در را گشودم روي او

ديدم غم است در ميزند

اي دوستان بي وفا

از غم بياموزيد وفا

غم با آن همه بيگانگي

هر شب به من سر مي زند

٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫

   من تنهايـي را

در التهاب لحظه ها

از پس ديوار شب

و در آيـيـنه بـاور خـود

احساس مي كنم.

قسم به زمـان,اشــك

تــنـها گــــواه

اين حضور تلخ بـود...

 

 تنها در ميان تن ها

تا به حال تنهایی را ازعمق وجودت احساس کرده ای؟

تنهایی ای که عشق را فریاد می زنی.


و در عمق تنهایی همدمی از جنس بلور را تصور می کنی.
آن گاه عشق را می یابی ، از آن لذت می بری ،

 و غنیمت می شماری لحظه هایش را.
آن گاه دوباره تنها می شوی.
اما این بار تنهایی را خواهانی.
و در عمق تنهایی از وجود زیبایی لبریز می شوی

و به اوج می رسی.


فاطیمای عزیزم ....

آیا تا به حال تنهایی را حس کرده ای؟؟؟؟؟

اگر یک لحظه از عمرت تنها بودی میدانستی .....

می دانستی که من چه میکشم از نداشتن حتی یک سایه.

ولی

ولی هنوز هم

افتخارم این است که در عین عاشقی و شیدایی 

دست از معشوق کشیده ام 

و خودم را ساخته ام که در بی کسی و تنهایی 

التماس و خواهش و تمنایی نکنم

 

 

٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫ 

شايد يه کسي شبها براي اينکه خوابتو ببينه به خدا التماس ميکنه!!شايد يه کسي به محض ديدن تو دستش يخ ميزنه و تپش قلبش مرتب بيشتر ميشه!! مطمِئن باش يکي شبها بخاطر تو تو دريايي از اشک ميخوابه!!ولي تو اونو نميبيني؟؟شايدم هيچ وقت نبيني.

 

جالبه شبي خواب ديدم با خدا کنار ساحل قدم مي زنم ، رد پاي هر دوي ما روي ساحل بود،وقتي برگشتمو به گذشته نگاه کردم،ديدم در مواقع سختي تنها يک رد پا کنار ساحل است،پس به خدا گله کردم و گفتم: خدايا چرا در مواقع سختي مارا تنها گذاشتي،خدا لبخندي زد گفت:در اون مواقع تو بر دوش من بودي.....

 

 سعی کن تنها باشی: زیرا تنها به دنیا آمده ای و تنها از دنیا خواهی رفت. بگذار عظمت عشق را درک نکنی: زیرا آنقدر عظیم است که تو را نابود خواهد کرد. بگذار خانه ی عشقت خالی از وجود باشد: زیرا اگر عشقی در آن منزل کند به ویرانه های آن هم رحم نخواهد کرد. اما اگر عاشق شدی، سعی کن تنها یک نفر را دوست داشته باشی. سعی کن عشقی که داری عشق پاک باشد، به خنده ی او بخند و به گریه ی او گریه کن و تنها برای عشق خود قدم بردار .

 

اگر يک نفرو خيلي دوسش داري آزادش بذار، بذار هر جا دلش خواست بره، اگر برگشت باشه مال خودت تا قيامت اگر هم برنگشت بدون هيچ وقت مال تو نبوده که بخواي چيزي رو از دست داده باشي.

 


عشق نميپرسه که تو کي هستي،فقط ميگه که تو مال من هستي.عشق نميپرسه که اهل کجايي،فقط ميگه تو قلب من زندگي ميکني.عشق نميپرسه که تو چي کار ميکني،فقط ميگه باعث ميشي قلب من به ضربان بيفته.عشق نميپرسه چرا دور هستي،فقط ميگه هميشه با من هستي.

 

 

منتظر باش اما معطل نشو،تحمل کن اما توقف نکن،قاطع باش اما لجباز نباش،صريح باش اما گستاخ نباش،بگو آره اما نگو حتما،بگو نه ولي نگو ابدا(اين يعني همه چي باش و هيچي نباش )

  

فرصتي نيست تا بينديشم فرصتي نيست تا رسيدن مرگ من به اميد قطره اي باران له شدم زير دانه هاي تگرگ فرصتي نيست تا بينديشم وقت رفتن هميشه نزديک است جاده ها پر ز اشتياق منند آسمان هم هميشه تاريک است فرصتي نيست تا بينديشم شعله شمع رو به خاموشيست لحظه ها را ز ياد خواهم برد بهترين چاره هم فراموشيست فرصتي نيست تا بينديشم ساده مي گويمت خداحافظ و تو را مي سپارمت به خدا و خداحافظت ... خداحافظ

 


ضعيفترين مردم کساني هستند که نتوانند راز ديگران را حفظ کنند

 

 دوستاي خوب مثل ستارها هستن،حتي وقتي نميبينيشون خيالت راحته که سر جاشون هستن

 

 
گفتم نرو پرپر ميشم!! گفتي مي خوام رها بشم!!گفتم آخه عاشق شدم!! گفتي مي خوام تنها باشم!!گفتم دلم،گفتي بسوز،گفتم يه عمري باز هنوز!!! گفتم پس عمرم چي ميشه،گفتي هدر شد شب و روز،،!!!آي دلم!! گفتم آخه داغون ميشم!!گفتي به من خوش ميگذره!!گفتم بيا چشمام به تو!!گفتي آخه کي ميخره !!!  گفتم منو جنس مي بيني!!گفتي آره بي قيمتي!!!گفتم يه روز کسي بودم،،به من نکن بي حر متي گفتم صدام ميميره باز!گفتي به درد بسوز بساز!!گفتم حالا که پير شدم،،گفتي که از تو سير شدم!!گفتم تمنا مي کنم،،گفتي مي خوام خوردت کنم!!گفتم بيا بشکن تنو!!گفتي فراموش کن منو.......

 

                                 همه هست آرزویم که ببینم ازتو رویی

                         چه  زیان تو را که من هم برسم به آرزویی

  هرگاه طلوع خورشيد از مغرب به مشرق را ديدي

 

                   هرگاه پرواز ماهيان را ديدي

 

                              هرگاه شناي كبوتران را ديدي

 

                                           هرگاه وفاي آدميان را ديدي

 

                                                          آنگاه بدان كه فراموشت كردم

 

 

 گفتي كه به احترام دل باران باش،
 
 باران شدم و به روي گل باريدم
 
 گفتي كه ببوس روي نيلوفر را،
 
 از عشق تو گونه هاي او بوسيدم
 
 گفتي كه ستاره شو دلي روشن كن،
 
 من هم چو گل ستاره ها تابيدم
 
 گفتي كه براي باغ دل پيچك باش،
 
 بر ياسمن نگاه تو پيچيدم
 
 گفتي كه براي لحظه اي دريا شو،
 
 دريا شدم و تو را به ساحل ديدم
 
 گفتي كه بيا و لحظه اي مجنون باش،
 
 مجنون شدم و ز دوريت ناليدم
 
 گفتي كه شكوفه كن به فصل پاييز،
 
 گل دادم و با تو سخت روييدم
 
 گفتي كه بيا و از وفايت بگذر،
 
 از لحجه ي بي وفاييت رنجيدم
 
 گفتم كه بهانه ات برايم كافيست، معناي لطيف عشق را فهميدم

 

عجب...این بوته خار گل سرخ دارد

بعضی ها گله دارند که چرا؟ گل سرخ خار دارد... در این فکرم که

چرا نمی گویند:عجب... این بوته خار٫ گل سرخ دارد!!

                            

 

 

 

 

 

نظر یادت نره جیگر

 

 

 

 

+ نوشته شده در  2006/7/21ساعت 12:42  توسط وحید |